شیشه ای

مراتب ایمان
نویسنده : سعید وحدانی - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٩

روزی چهار مرد و یک زن کاتولیک در  باری ، مشغول نوشیدن قهوه بودند.

 

 یکی از مردها گفت : من پسری دارم که کشیش است. هرجا که میرود مردم او را "پدر" خطاب میکنند.


مرد دوم گفت : من هم پسری دارم که اسقف است و وقتی جایی میرود مردم به او میگویند " سرورم"!


مرد سوم گفت " پسر من کاردینال است و وقتی وارد جایی میشود مردم  او را "عالیجناب" صدا میکنند.


مرد چهارم گفت  : پسر من پاپ است و وقتی جایی میرود او را "قدیس بزرگ" خطاب میکنند!


زن حاضر در جمع نگاهی به مردان کرد و گفت : من یک دختر دارم. 178 سانت قدش است ، بسیار خوش هیکل ، سایز سینه هایش 85 است ، دور کمرش 61، دور باسنش 92 سانت ، با موهای بلوند و چشمهای روشن .

 وقتی وارد جایی میشود همه میگویند : "وای !!  خدای من ! "


comment نظرات ()