شیشه ای

راننده‌
نویسنده : سعید وحدانی - ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠

مسافر تاکسی آهسته روی شونهراننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسهراننده جیغ زد، کنترل ماشین رو ازدست دادنزدیک بود که بزنه به یه اتوبوساز جدول کنار خیابون رفت بالانزدیک بود که چپ کنهاما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شدبرای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر ردوبدل نشدسکوت سنگینی حکمفرما بود تا اینکه راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد!دیگه هیچ وقت اینکار رو تکرار نکن…  من رو تا سرحد مرگ ترسوندی!" مسافر عذر خواهی کرد و گفت: "من نمیدونستم که یه ضربه کوچولو آنقدر تو رو میترسونه" راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیستامروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهتاکسی دارم کار میکنمآخه من 25 سال راننده ماشین جنازه کش بودم


comment نظرات ()